<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ شخصی هرمز مهاجر</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com</link>
<description>علمی - فلسفی - عرفانی - ادبی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 03 Nov 2013 11:08:39 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>کشف هویّت: ‌ذوالقرنین ودارا</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/11</link>
<description>درآمد : دو شخصیت مبهم و به عبارت دیگر دو لقب نامشخص «ذوالقرنین ودارا» در حافظه تاریخی و فرهنگ عامّه مردم ما و خاورمیانه ثبت و ضبط شده است.که هرکدام به اشخاص متعدد و متغیری: «کورش کبیر، داریوش اول، داریوش سوم، اسکندر مقدونی، عیسی مسیح و حتی علی ابن ابیطالب (ع) صاحب ذوالفقار نسبت داده می شود. و به ضرس قاطع نمی توان هرکدام را به شخصیت واحد و مشخصی منسوب دانست. برخی نیز بر این باور هستند که اصولا اسم یا لقب «ذوالقرنین» جدا از اشخاص مذکور، شخصیتی مستقل و واحد</description>
<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 11:08:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>«امانت» پروردگار عشق يا اختيار؟ </title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/9</link>
<description>«آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعه ي فال به نام من ديوانه زدند» حافظ درآمد: در قرآن كريم آيه ئي بس مبهم و رازناك (احزاب 72) داريم كه چه بسا از بدو نزول، موضوع بحث و جدل و تفاسير گوناگون ارباب نظر بوده و هنوز هم هست. اساساً برخي از آيات و سُوَر قرآني در عين سادگي داراي ابهام و ايهام هستند. اين راز آلودگي و فقدان نصوص صريحه موجب تعدد تفاسير و روايات و اختلاف قرائات شده است: «قرآن زبر بخواني با چهارده روايت» (ديوان حافظ) در همين زمينه مولانا جلال الدين محمد</description>
<pubDate>Mon, 28 Oct 2013 17:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>در طواف شمع ...</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/8</link>
<description>مقدمه : در شمارگان 89 - 90 و 91 ماهنامه وزین حافظ، نقد نامه یی دراز دامن تحت عنوان «حافظ سروش: روشنفکر دینی پلولاریست» به قلم دکتر محمود درگاهی به چاپ رسید که ضمن آن نویسنده محترم به بهانه نقد آرای خطیب نامدار دکتر سروش، شاعر ملی ایران «حافظ» و اندیشه های والای او را سخت به چالش کشیده و وی را یک عنصر فرصت طلب و دریوزه قلمداد نموده است که به طمع دریافت صله های گزاف از محل بیت المال ملت، شاهان ظالم و ستمگر را تملق می گفته و چاپلوسی می کرده است.</description>
<pubDate>Mon, 28 Oct 2013 09:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>مولانا و نظريه نسبيت اينشتين</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/7</link>
<description>ور تو در كشتي روي بريم روان ساحل‌يم را همي بيني دوان ! مثنوي كندوكاو در آثار مولانا (604-672 ه.ق برابر با 1209 – 1277 ميلادي) پژوهشگر را فراتر ازابعاد زمان ومكان به فضاهاي دلگشا و ناشناخته اي ميكشاند كه براستي وادي حيرت و سرگشتگي هستند و ابعاد تازه اي ازشخصت اين نابغه و اعجوبه همه اعصار را مي نمايانند: هر نفس آواز عشق مي رسد ازچپ و راست ما بفلك مي رويم عزم تماشا كراست؟ خود ز فلك برتريم و ز فلك افزون تريم زين دوچرا نگذريم؟ منزل ماكبرياست! (ديوان شمس) در اين</description>
<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 17:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>عكس عكاس عالم</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/6</link>
<description>«عكس روي تو چو در آينه جام افتاد عارف از خنده مي در طمع خام افتاد» (درآمد) بيت ابهام آميز و پر راز و رمز بالا را از يكصد و يازدهمين غزل ديوان حافظ 1 برگزيده ايم. فضاي غزل به طور يكدست و كامل عرفاني است. اسامي و اصطلاحات «عكس روي، آينه جام، خنده مي، طمع خام» در اين بيت همه استعارات حقيقي و مجازي هستند كه براي بيان مفاهيم عرفاني به كار گرفته شده اند. لاجرم راه تعبير و تفسيرهاي تحت اللفظي و ظاهر بينانه مادي را بسته اند.</description>
<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 17:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>بوي نافه و تاب جعد مشكين</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/5</link>
<description>در عرصه حافظ پژوهي و حافظ شناسي با عمر نه چندان بلندي كه دارد همواره شاهد مناقشه و جنگ لفظي بين حافظ پژوهان بوده ايم. اما عيب جويي و ايراد و اشكال بكار خواجه حتي در قالب نقد بسيار نادر و كمياب بوده است. اين تقصير و كوتاهي محققين اخيراً به همت استاد محقق نيشابوري در شماره ارديبهشت 84 ماهنامه گرانقدر حافظ برطرف گشته و در اين زمينه فتح باب شده است. ايشان بيت نغز و دلكش زير را: ببوي نافه كاخر صبا زان طره بگشايد ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها از غزل</description>
<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 17:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>بعضي شكسته خوانند بعضي نشسته دانند</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/4</link>
<description>«كشتي نشستگانيم اي باد شرطه برخيز باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را» اين بيت يكي از ابيات مشهور و در عين حال دشوار ديوان حافظ است. علت اين اشتهار و دشواري نيز آن است كه مصراع اول آن به دو وجه متفاوت روايت شده و حافظ شناسان را از ديرباز بر سر تعيين و انتخاب وجه اصيل و حافظانه آن به اختلاف نظر و جدال و جدل وا داشته است. اين اختلاف روايت تنها در لفظ محدود نمي ماند بلكه آثار و تبعات منفي در استنباط و برداشت معني و مفهوم بيت بوجود مي آورد و راه گشودن رمز و راز آن</description>
<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 17:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/4</guid>
</item>
<item>
<title>ابيات پارادوكسيكال در شعر مولانا</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/3</link>
<description>«اين عرض با جوهر آن بيضه‌ست و طير اين از آن و آن ازين زايد بسير» مثنوي در سالهاي اخير ارباب قلم از واژه پارادوكس ( Paradox ) در مقالات خود در هر زمينه اي بطور فراوان استفاده مي‌كنند اما كمتر تعريف جامع و مانعي از آن ارائه مي دهند و خواننده ناگزير بايد مفهوم اين لغت لاتين را از محتواي كلام آنان دريابد و يا به بخش تركيبات خارجي در فرهنگها مراجعه نمايد كه در آنها نيز تعريف اين واژه ساقط است. شايد به همين علت است كه بعضاً پارادوكس به معني تضاد تلقي مي شود در</description>
<pubDate>Sat, 28 Sep 2013 17:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/3</guid>
</item>
<item>
<title>سعیی بلیغ ولی ناتمام در عبوس زهد</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/2</link>
<description>عبوس زهد به وجه خمار ننشیند مرید فرقه‏ی دردی کشان خوش خویم از سال 1306 خورشیدی که شادروان عبد الرحیم خلخالی دیوان حافظ را براساس‏ نسخه‏ی مکتوب سنه‏ی 827 قمری تصحیح و در تهران به چاپ رسانید،باب حافظپژوهی‏ و حافظشناسی در ایران گشوده شد.این نهضت در دهه‏های اخیر اوج و گسترش بیش‏تری‏ یافته و بسیاری از ابهامات و اغلاط راه یافته به شعر حافظ به همت و مدد ارباب قلم از دیوان‏ زدوده شده است.از جمله‏ی این تلاش‏ها شرحی‏ست که در شماره‏ی 28 ماهنامه‏ی وزین و تخصصی حافظ به</description>
<pubDate>Wed, 18 Sep 2013 19:01:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/2</guid>
</item>
<item>
<title>پروسه ی آفرینش در فیزیک،قرآن وعرفان</title>
<link>https://hormozmohajer.blogfa.com/post/1</link>
<description>ازنقطه صفر آغازخلقت وآفرینش هستی شروع می کنیم،به گفته ی علمای فیزیک نظری:(اینشتین،هابل،فریدمان روسی ماخ، اسیتون واینبرگ،اسیتون ها وکینک وغیره)وبه موجب مدل نسبتا پذیرفته شده درفیزیک کیهانی معروف به(BIGBANG) پامهبانگ،که البته دارای ایرادات ریزودرشتی نیزهست،حدود7/13میلیاردسال پیش 1 تمامی آنچه که بعدها مواداولیه کیهان راتامین کردند.یعنی ریزذره هاوپادذره های جرم(کوارک ها) و انرژی (فوتون)درحجمی بسیارکوچک و درهم فشرده باچگالی(Density)ودمای فوق العاده زیاد(حالت</description>
<pubDate>Sat, 14 Sep 2013 17:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hormozmohajer</dc:creator>
<guid>hormozmohajer.blogfa.com/post/1</guid>
</item>
</channel>
</rss>
